خدای من

 

ماه ازتنهاییش به دریا می گفت

دریاگفت:خدادرتصویرتو مسکن دارد.

ماه برای بودن باخدادل شب راشکست وروی دریاافتادوغرق تصویرخودش شد

دریاعاشق ماه شدوماه رابلعید...

وحالاماه دیگرماه نبود...

 

یک قلوه سنگ دل شکسته بود...