خدای من
ماه ازتنهاییش به دریا می گفت
دریاگفت:خدادرتصویرتو مسکن دارد.
ماه برای بودن باخدادل شب راشکست وروی دریاافتادوغرق تصویرخودش شد
دریاعاشق ماه شدوماه رابلعید...
وحالاماه دیگرماه نبود...
یک قلوه سنگ دل شکسته بود...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۵ ساعت 1:0 PM توسط خاطره
|
خودم هستم.خاطره ای که نشسته است