این مطلب واسه ۲۹اردیبهشته ثبت موقت شده بود
که از پایین اومده بالاببخشین دوستان هرکار کردم
بره سر جاش نرفت ،می بینین جاش خالیه
اردی بهشت با یار مهربون...
نمایشگاه کتاب تموم شد ولی خاطراتشو هنوز دارم، امسال نتونستم
برم... سال قبل رفتمو،کلی کتاب گرفتمو با برو بچ
دانشگاه دیداری تازه کردم ،تقریبن همه ی بچه ها بودن ،هرکدوم با دو
سه تاکارت دانشجویی ،جالب اینجاست من شیش تا کارت برده بودم
آخه ۵۰درصد تخفیف به قشردانشجو میدادن،جالبتراین که حتی کارت خودمو
ازم گرفتن ...
خوش گذشت امسال جام اونجا خالی بود
گفتم نمایشگاه یاد دوست جونم افتادم
>>دوست عزیزم که خودش نیست ولی یادش واسه همیشه تو ذهنمه
وحس بودنش توی قلبم<<![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۳ ساعت 8:17 AM توسط خاطره
|
خودم هستم.خاطره ای که نشسته است