اینم یه شعر سپید ازگذشته ها:
خیالم سردش شد،بیچاره به گرمای دلم خوش است...
دلم به تو گرم تر
افکارم منتظرندتامغزم سوت بکشد،آنگاه یک به یک روحم را تشییع کنند...
نزدیک دل دردآسمان، درددلم به گلویم سرایت کرد.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ ساعت 10:36 AM توسط خاطره
|
خودم هستم.خاطره ای که نشسته است