بعدازمدتها یه ترانه اومد اسمشو میذارم:

 

مرداب.....

 

جلد پروازمو دل، دل میکنم تا بپرم 

پراموقیچی نکن همینجوری دربه درم

 

خداروقسم نده ، صدای من نمیرسه به آسمون

سرنوشت تاریکی رو رقم زده توراهمون  

 

میدونی،فرق مادوتا بین یه آه وصداست

قصه ی عشق منو تو ،قصه ی شاهو گداست 

 

نمیخوام دیگه نفسهات  بسته باشه باز  به جونم

یا که  اشکات  کاردی باشه  بخوره به استخونم

 

به تو میگم دلتو حصاربکش توحسرت عشق نشینی

نمیشه مثه یه مرداب باشیو خواب شقایق ببینی