تقدیم به پدرم باعشق:

 مهربانیت انقدرزیباست که سنجاقکی بدون ترس ازکف دستت آب خواهد خورد

 

دوست دارم مثل بچگیام دستاتو محکم بگیرمو با هم بریم

پارک،سینما،شهربازی،... تو منو بزاری رو کولتو من با دیدن

 تک تک بچه هایی که منو به هم نشون میدنو،حسادت تو

 چشماشون برق می زنه ،چشمامو ببندمو فکرکنم این بالابهترین جای

دنیاستو من خوشبخت ترین بچه ی دنیام و تو

مهربونترین بابا...

انقدر پفک بریزم رو موهات که تو خسته بشی و بهم بگی

دختربدی شدی...  منم بهت بگم توهم پفکی شدی...

بابای نارنجی...

اون موقع ذل بزنیم تو چشمای هم وهمه ی مسیر خونه رو

بخندیم و بخندیم و بخندیم...

 

به اندازه ی اون دنیایی که تو بچگیام داشتم

دوستت دارم بابا جونم روزت مبارک